الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)

31

تفسير مجمع البيان (فارسى)

كردند ، كه از طرف ايشان با يهودى بگفتگو و مجادله پردازد ، چيزى نمانده بود كه پيامبر بدرخواست ايشان جامهء عمل پوشيده ، يهودى را كيفر دهد ، كه آيه نازل گرديد . ابن عباس نيز چنين گفته است . ضحاك گويد : اين آيه در بارهء مردى از انصار كه زرهى را بوديعه گرفته و منكر آن شده بود نازل گرديد . گروهى از اصحاب پيامبر او را خائن شمردند و كسان او خشمگين شده ، خدمت پيامبر عرض كردند : به اين مرد كه مسلمانى امين است ، نسبت خيانت مىدهند و آبروى او را مىبرند . پيامبر وى را معذور داشت و راى مباركش بر برائت و پاكدامنى او تعلق يافت . با نزول اين آيه‌ها ، اين راز از پرده برون افتاده و خيانت مرد انصارى بر ملا شد . طبرى نيز همين وجه را پذيرفته است ، زيرا بعقيدهء وى ، خيانت ، مربوط به وديعه و امانت است نه دزدى . مقصود خداوند متعال ، پيامبر را مخاطب ساخته ، مىفرمايد : إِنَّا أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ لِتَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ بِما أَراكَ اللَّهُ : اى محمد ، ما قرآن را به سبب حقى كه خدا بر بندگان است ( و بقولى بسبب اينكه توبه آن سزاوارترى ) بر تو نازل كرده‌ايم ، تا در ميان مردم ، به آنچه خداوند در قرآن اعلام كرده است ، داورى نمايى . وَ لا تَكُنْ لِلْخائِنِينَ خَصِيماً : مبادا كسانى را كه به مال يا جان مسلمانى يا هم پيمانى ، خيانت مىكنند ، كمك كنى و از ايشان در مقابل كسى كه حق خودش را مطالبه مىكند ، دفاع و جانبدارى نمايى . وَ اسْتَغْفِرِ اللَّهَ : بايد خداوند را بر اين كار استغفار كنى . إِنَّ اللَّهَ كانَ غَفُوراً رَحِيماً : خداوند گناه بندگان مسلمان را بخشوده ، از مؤاخذهء ايشان چشم پوشى مىكند . در اين آيه اگر چه خطاب به پيامبر است كه از شخصى كه بر حسب ظاهر ، به ايمان و عدالت او حكم مىكرد ، در حالى كه باطناً ايمانى و عدالتى